خستگی به تَنَت می ماند
مَن ؟! من عاشق خودش بودم و کُلِ خانواده‌اش . لعنتی‌های دوست‌داشتنی ، همه‌شان زیبا و خوش‌تیپ و شیک‌پوش . به خانه ما که می‌آمدند ، حالم عوض می‌شد .نه که عاشق باشم نه ، بچه ده یازده ساله از عشق چه می‌فهمد ؟ فقط مثلا یادم هست یک بار مدادرنگی بیست و چهار رنگی را که دوستِ پدرم از آلمان برای سال تحصیلیم آو...
جُملَک1
پیرمردِ همسایھ ما فقط آلزایمر داشت... دیروز بےخودی شلوغَش کردھ بودند ※ او فقط یادش رفت از خواب بیدار شود...✘ حسین پناهے☆ بیخودی مےگویند هیچکس تنها نیست...! چھ کسے تنها نیست؟! هَمھ ازهم دورند... همھ در جَمع ولے تَنهایَند✘ سُھراب سپھری☆ دُنیا قانونِ عجیبے دارد...هفت میلیارد آدم و فقط با یکے از آنها اح...
جُملَک2
جُملَک2 آدمارو از اون چیزایے کھ درباره بقیھ میگن بهتر میشھ شناخت تا اون چیزایے کھ بقیھ درموردِشون میگن... دِلم مےخواهد کسے تو را بھ مَن تعارف کند❣ تا مَن تَمامَت را بردارم...! حالِمان خوب بود... تازھ داشتیم مےفهمیدیم زندگے یعنے چھ..! تا ناگهان زنگ در را زدند... خیال بَرِمان داشت کھ عِشـق است و در را...
نکند دیگر نتوان دوست داشت
نکند دیگر نتوان دوست داشت... سال ها دَست دَست مےکردم برای از تو دور شدن...! گاهے برای دور شدن هم باید نزدیک شد... کنارِ تو مےمانم این بار...نزدیکتر از هَمیشھ امّا مثلھ یک عزیز ، مثلھ یک کتاب...! تورا مےبندم و با احترام گوشھ ی طاقچھ ی روزهایم مےگذارم و هنوز فکر مےکنم هرروز وقتے میدانے بعضے اتّفاق ها ...
چیزی تغییر کرده انگار در من
انگار چیزی تغییر کردھ است...امّا اینکھ کجا نمےدانم...! شاید در مَن...در تو...شاید در این شهر در هوا و آسمانش در آفتاب ☀و بارانش،خیابان هایش... بخاطر دارم بارها نگاهت مےکردم برای دقیقھ های طولانے امّا حالا هرچھ به ذهنم فشار مےآورم و پَستوهای تاریک خاطراتم را مےکاوَم جز چند تصویر محو و ناپدید چیزی از ...
مادر
در عالمِ کودکی به مادرم قول دادم که تا همیشه هیچکس را بیشتر از او دوست نداشته باشم... مادرم مرا بوسیدو گفت : نمی توانی عزیزم ! گفتم : می توانم ، من تو را از پدرم و خواهر و برادرم بیشتر دوست دارم . مادر گفت : یکی می آید که نمی توانی مرا بیشتر از او دوست داشته باشی . نوجوان که شدم دوستی عزیز داشتم ولی...
نکند دیگر نتوان دوست داشت...
سال ها دَست دَست مےکردم برای از تو دور شدن...! گاهے برای دور شدن هم باید نزدیک شد... کنارِ تو مےمانم این بار...نزدیکتر از هَمیشھ امّا مثلھ یک عزیز ، مثلھ یک کتاب...!
چیزی تغییر کرده انگار در من...
قهر مےکنیم تا بفهمانیم دوستش داریم... گریہ مےکنیم تا بگوییم دوستش داریم... مےرویم تا بفهمد دوستش داریم! خیلےها عاشقند... امّا شاید مترجمانِ خوبے نباشند... کاش دوستت دارم، همان "دوستت دارمِ" سادھ بود...
سریال او زیبا بود
سلام اولین پستمو دارم میذارم امیدوارم ک دوستای خوبی پیدا کنم چون من علاقه ب سریال های کره ای و کلا کره جنوبی دارم دوست دارم ک اولین پستم یه سریال کره ای ک تازه دیدمش رو بهتون معرفی کنم،اسم این سریال "او زیبا بود" هست ک هم بازیگرای خوبی داره هم داستانش جالبه عکسی ک گذاشتم برای همین سریال او زیبا بود ...
ناراحتم کاش بشه یه چی خوب برام پیش بیاد
دلم خیلی گرفته :( سر مسئله ی دانشگامو انتخاب رشته ام اخه من یبار دانشگاه رفتم اما انصراف دادم اونم دولتی و حالا پشیمونم اما دیگه کاریش نمیتونم بکنم و تا دوسال هم از کنکور دادنو دانشگاه دولتی محرومم :( خدایا واقعا الان نمیدونم چیکار کنم مجبورم برم علمی کاربردی ولی نمیدونم چه رشته ای بخونم :( بابام خی...
جماعته توو روو!
واقعا جماعتی هستیم که توو رو خوبیم حتی خود من..! بارها به خودم گفتم اقا از کسی که خوشت نمیاد توی روش سعی نکن خیلی خوب باشی نمیشه...عاذی باش لازم نیست ازش تعریف کنی نمیشه...اخه دیگه بعضیا انقد اعتماد به سقفن که تو دیگه دهنت بسته میشه خلافشو بگی! شما چی حتما براتون پیش اومده دیگه؟ البته همه ی ادما این...
مسموم
مسموم شدم :/ حالم بد بید :( .حالتون همیشه خوب :) .قدر سلامتی رو بدونیم...